//-->
چت روم

قالب

پسر یکی یه دونه ی ما
پسر یکی یه دونه ی ما
سام منیم ناز بالام
تاريخ : جمعه 21 / 9 / 1393 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 614 مرتبه

پسر گلم قربونت بشم امسال سه ساله شدی  هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

16 آبان تولدت بود، تولد امسالت مثل سال های قبل نبود و سه نفره برگزار شد. بابایی و من و تو بودیم. تم تولدت مرد عنکبوتی بود.

قبل از تولدت از تبریز همش میگفتن روز تولد سام بیاین اینجا دور هم واسش تولد بگیریم آخه خودشون کار داشتن نمیتونستن بیان. خیلی اصرار کردن که بریم ولی ما هم نتونستیم بریم. ولی کادو هاتو واست فرستادن عزیز دلم .خیلی خوشحال شدی.

جیگر مامان عکس های تولدت هم باشه واسه بعد. دوست دارم نفسم.بووووووووووس



موضوع : تولد ها, مناسبت ها
تاريخ : چهارشنبه 4 / 10 / 1392 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 765 مرتبه

عاشق نقاشی کشیدن هستی هر جا مداد یا خودکار ببینی سریع دنبال کاغذ میگردی تا نی نی بکشی البته ناگفته نماند که اگه کاغذ دم دستت نباشه رو در و دیوار نی نی میکشی. بعضی وقت ها رنگ های انگشتی واست میارم که نقاشی کنی.

سام هنرمند

قربونت بشم من

نفس مامان

اینم نتیجه کار: دو تا اثر هنری خوشگل خلق کردی

اثر هنری

اثر هنری

قربون این دستای کوچولوی خوشگلت بشم من.

قربون این دست کوچولو بشم الهی

پسر گلم هنرمنده دیگه علاوه بر نقاشی به موسیقی و خوانندگی هم علاقه داره اکثرا گیتارشو ورمیداره و شروع میکنه به آواز خوندن.پس نتیجه میگیریم که هنر ارثی میباشد. وقتی بابای آدم کارگردانی خونده باشه و مامانش گرافیک معلومه دیگه بچه هم هنرمند میشه.نیشخند



موضوع : سام نابغه من
تاريخ : دوشنبه 2 / 10 / 1392 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 767 مرتبه

تا حالی کسی شیر به این مهربونی و خوشگلی دیده؟؟؟!!!!

 

سام با لباس شیر

سام با لباس شیر

اینجا یه دختر کوچولویی تقریبا هم سن خودت بود شلوغی میکرد مامانش واسه اینکه ساکتش کنه به تو میگفت آقا شیره بیا اینو بخور.

سام و بابایی

عزیزم این کاپشنو خودم واست دوختم.درسته که جنابعالی اجازه کارهای متفرقه رو به من نمیدی و هر چیزی که باعث بشه من روش تمرکز کنم و به تو توجه نکنم از دستم میگیری و میبری قایمش میکنی ولی با این حال دیگه به هر زحمت و سختی هم که بود اینو واست دوختم آخه خیلی از این طرح خوشم میومد.



موضوع : خاطرات روزانه سام
تاريخ : شنبه 30 / 9 / 1392 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 2328 مرتبه

وقتی میخواستیم بریم تبریز از مسیر شمال رفتیم ، 1 شب نوشهر و 1 شب هم آستارا موندیم.

از مشهد تا نوشهر یکسره رفتیم وقتی رسیدیم نوشهر خیلی خسته بودیم ولی با این حال بعد از اینکه هتل گرفتیم و وسایلامونو گذاشتیم سریع رفتیم لب دریا و عکس گرفتیم.

خوشگلم اینا کفش های توئه؟با اینکه کفش های خودتو پات کرده بودم دوست داشتی کفش های بابایی رو هم بپوشی.

عکس های شمال

عکس های شمال

عکس های شمال

میدونی چرا اخم کردی؟واسه اینکه میخواستی بری تو دریا آب بازی کنی ولی ما نمیذاشتیم آخه هوا سرد بود پسرم کسی تو این هوای سرد نمیره تو دریا ایشالله وقتی هوا گرم شد میبریمت تا دلت بخواد آب بازی میکنی.

عکس های شمال

عکس های شمال

عکس های شمال

عکس های شمال

عکس های شمال

عکس های شمال

 



ادامه مطلب...

موضوع : خاطرات روزانه سام
تاريخ : شنبه 30 / 9 / 1392 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 660 مرتبه

سلام دوست جونا ما از تعطیل کردن وبلاگ منصرف شدیم.راستش دلم نیومد تعطیلش کنم واسه همین تصمیم گرفتم هر وقت که تونستم پست جدید بذارم.

به مناسبت برگشتنمون چند تا عکس از گل پسر اینجا میذارم.

سام و عروسکاش

سام و عروسکاش

تازگی ها علاقه پیدا کردی لباس های منو بپوشی و شال های منو سر کنی آخه پسر جون مگه تو دختری که داری ادای مامانتو درمیاری؟؟!!

وقتی که سام دختر میشود

اینجا مثلا با این عینک و شال تیپ زدی و کامیون سواری میکنی.خنده

!!!!!!!



موضوع : عکس های سام
تاريخ : جمعه 15 / 9 / 1392 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 618 مرتبه

سلام به دوست جونا و فامیل ها و همه کسانی که زحمت میکشن و وقت میزارن و به وبلاگ سام سر میزنن.

می خواستم بهتون خبر بدم که بنا به دلایلی و همچنین کمبود وقت قصد دارم با وبلاگ خداحافظی کنم.خودتون که میبینین در به دیر آپ میکنم واقعا وقت نمیشه.بچه ها هر چه قدر بزرگتر میشن کارشون بیشتر میشه و همه وقت مامانشون رو به خودشون اختصاص میدن.قبلنا وقتی سام میخوابید به کارهای متفرقه از جمله وبلاگ میرسیدم ولی الان کمتر میخوابه اکثرا با خودم میخوابه و با خودم بیدار میشه.

این وبلاگ رو میخوام به عنوان دفتر خاطرات سام ، (قبل از تولد تا تولد 2 سالگی) یادگاری واسش نگه دارم و اگه بتونم وبلاگ دیگه ای واسش درست کنم و خاطرات بعد از 2 سالگی رو اونجا ثبت کنم.

شاید وبلاگ دیگه ای درست کنم آخه دلم نمیاد خاطراتشو نصفه رها کنم البته اگه بتونم. شاید برنامه ریزی جدیدی بکنم تا بتونم به کارهای وبلاگی سام هم برسم.دوست ندارم واسه پسر گلم هیچ کم کاری بکنم.

هر کسی که می خواد آدرس وبلاگ جدید سام رو داشته باشه همینجا نظرشو ثبت کنه تا در صورت باز کردن وبلاگ بهش خبر بدم.

دوستای خوبم به وبلاگ همتون سر میزنم حتی اگه خودمون وبلاگ نداشته باشیم.فعلا خداحافظ.



موضوع :
تاريخ : 3 / 9 / 1392 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 3620 مرتبه

پسر گلم بالاخره عکس های 2 سالگیت رو آماده کردم.تولدت مبارک عزیزم ایشالله 120 ساله بشی.زیاد نتونستم عکس های خوبی بگیرم.از میز عصرونه و از میز شام هم عکس نگرفتم.ایشالله تولد های بعدیت جبران میکنم فندقم.

چند روز قبل از تولدت راه افتادیم و رفتیم تبریز و خونه باباجون اینا تولد گرفتیم.به خاطر مصادف شدن تولدت با ماه محرم 3 روز زودتر یعنی 13 آبان مهمونی گرفتیم.

همه ریزه کاری های تولدت رو خودم درست کردم.لباستو هم خودم دوختم.

تم باب اسفنجی

تم باب اسفنجی

تم باب اسفنجی

تم باب اسفنجی

تم باب اسفنجی

تم باب اسفنجی

تم باب اسفنجی

دفتر یادگاری

دفتر یادگاری

صفحات دفتر

لطفا واسه دیدن بقیه عکس های تولد سام تشریف بیارین ادامه مطلب



ادامه مطلب...

موضوع : مناسبت ها
تاريخ : شنبه 4 / 8 / 1392 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 1533 مرتبه

قربونت بشم که همه اسباب بازیهات و حتی وسایلی که بهت ربط ندارن رو مهندسی میکنی و نتیجه کار هم معلومه دیگه خرابشون میکنی.همه اسباب بازیهات رو در یک چشم به هم زدن خراب میکنی عزیزم ولی با این حال بازم وقتی واست اسباب بازی میگیریم خوشحال میشیم اخه تو خیلی ذوق میزنی مخصوصا اگه اسباب بازی ماشین باشه. چند روزه وقتی ازت می پرسم کی واست ماشین خریده سریع میگی :باباجون.

باباجون و مامان جون زحمت کشیدن دو تا ماشین خوشگل واست خریدن عزیزم.

این ماشین رو از بابلسر واست سوغاتی آوردن خیلی دوسش داری هر جا که میخوایم بریم ورمیداری با خودت میبری.

سوغات بابلسر

این ماشین کنترلی خوشگل رو هم چند روز پیش باباجون  واسه تولدت خریدن.کم مونده که پسملم 2 ساله بشه.

ماشین کنترلی

از این ماشین ها هم خیلی خوشت میومد واسه همین بابایی واست خرید.

ماشین

بعضی وقت ها موقع خواب یکی از عروسک هاتو برمیداری و با خودت میبری که لالا کنه.الهی فدات شما که عروسک رو بغل کردی و ولش نمیکنی.

سام و عروسک

اینم یک نمونه از کارهای جالبته.دوست داری توی این کشو بشینی.

پسمل گلم مگه این جا جای نشستنه؟؟!

جالب ترین کاری هم که جدیدا انجام میدی و خیلی هم خطرناکه اینه که از روی تردمیل میخوای بری روی اپن آشپزخونه.

صخره نوردی با تردمیل

سامی فکر کنم آخرش تو صخره نورد بشی.آخه از همه جا بالا میری.از دست تو کاناپه رو که جلوی اپن بود رو ورداشتیم و به جاش پشتی گذاشتیم ولی تو از روی همون پشتی هم بالا میری.



موضوع : خاطرات روزانه سام
تاريخ : يکشنبه 21 / 7 / 1392 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 758 مرتبه

پسر خوشگلم ماشالله هر روز دایره لغاتت بیشتر میشه و جملات بیشتری یاد میگیری.ماشالله هم ترکی و هم فارسی رو یاد گرفتی و هر دو زبونو کامل متوجه میشی.بیشتر کلمات رو فارسی میگی.

هر چی که میخوای میای بهم میگی ، واسه هرکی دلت تنگ میشه میگی : می خوام. بیشتر واسه دایی امین دلت تنگ میشه.زود زود میگی امین خوام.(امین میخوام)

تازگی ها یاد گرفتی بگی : کجاست؟ فکر کنم چند روزه خیلی دلت واسه تبریز تنگ شده همش میگی: امین کجاست؟   آنا کجاست ؟  باباجون کجاست؟   زندایی کجاست؟   دایی کجاست ؟   مامانی کجاست؟  هر چه قدر بهت میگم خونشون هستن داد میزنی بازم سوالاتتو تکرار میکنی. وقتی خیلی دلت تنگ میشه تلفنو میاری که بهشون زنگ بزنم تا تو حرف بزنی وقتی هم که اونا زنگ میزنن گوشی رو به من نمیدی ، اجازه نمیدی من باهاشون صحبت کنم فقط خودت باید حرف بزنی. دیشب یاسمین وقتی به بابایی میگفت : دایی، تو همش دنبال دایی خودت میگشتی آخرش هم وقتی دیدی نیستن گریه کردی.

 

 بعضی از کلماتی که میگی:

فاففی : هواپیما

ساسسین : یاسمین

شب خیر  : شب به خیر

خا : قبلا به خیار می گفتی الان به اکثر میوه ها میگی خا

لپ لپ : تخم مرغ

سیب زی : سیب زمینی

سی سی : سی دی

شی شی : شیرینی

تای : چایی

 



موضوع : لغات و اصطلاحات جدید
تاريخ : يکشنبه 21 / 7 / 1392 | نویسنده : مامان نگار و بابا حسن
بازدید : 1514 مرتبه

 

سام در حال نماز خواندن

سام در حال نماز خواندن

سام در حال نماز خواندن

آب بازی

آب بازی

عاشق عمو پورنگی کاش یه بار میشد از نزدیک میدیدیش.همش سی دی های عمو پورنگ باز می کنیم و تو نگاه می کنی آخه خیلی دوسش داری. میگی: مامان سی سی خوام(سی دی میخوام) سی سی عمو ک خوام (سی دی عمو پورنگ میخوام)

عمو پورنگ

عزیزم تو و هلنا دوستای خوبی واسه همدیگه شدین.وقتی بهت میگم بگو هلنا میگی : آمنا

سام و هلنا

 یه عالمه عکس خوشگل دیگه هم داریم اگه دوست دارین ببینین تشریف بیارین ادامه مطلب



ادامه مطلب...

موضوع : عکس های سام
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 16 صفحه بعد
درباره وبلاگ

ای خدای مهربون به خاطر همه داده ها و نداده ها و گرفته هایت شکر. سام ما در تاریخ 2011/11/07 میلادی ، 1390/08/16 شمسی روز دوشنبه مصادف با عید قربان در بیمارستان پاستور مشهد در ساعت 10:45 صبح به دنیا اومد. پسرم من و بابا اسمتو خیلی دوست داریم.این اسمو بابا واست انتخاب کرده.سام به معنی بلندمرتبه است و این اسم هم اسم بین المللی هست و هم اسم اصیل ایرانی .اسم جد رستم هم سام بود.

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 557 نفر
بازديدهاي ديروز : 179 نفر
بازدید هفته قبل : 557 نفر
كل بازديدها : 387420 نفر
امکانات جانبی
کد پیغام خوش آمدگویی